تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...

 

خدا كجايي ببيني ، امانتيت شكسته باز

من  كه ديگه روم نميشه ،پيش تو دست كنم دراز

بگم دلم شكسته، بغض تو صدام نشسته

اونكه دوسش ميداشتم ،به قتل من نشسته

خدا برس به دادم، من ديگه نا ندارم

از بس بدي چشيدم ، هوش و حواس ندارم

خورشيد و ماه ميبينم ،ماهو سياه ميبينم

از بس كه گريه كردم، دريا تو خواب ميبينم

خدا، خدا ، خدا  جون، چه اشتباهي كردم

كه جاي عشق تو قلبم ، عقده ها رو جا كردن

به هر كي دادم دلم       باهاش بد اخلاقي كرد

انداخت به زير پاهاش        فقط باهاش بازي كرد

 

یکشنبه 15 شهریور1388 | 6:46 | دلزده |
درباره وبلاگ

اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,
((بعضی از ترانه ها با همکاری خانم بنایی به اتمام رسیده اند))
لینک دوستان