اتاق من
اتاقم پر شده از عكس و نامه پر كاغذ كه توش بغض صدامه
روي ديوار يه عكس شكل ماهه تا يادم باشه شب بازم تو راهه
يادم باشه كه هيچي موندني نيست كتاب كار فردا خوندني نيست
روي ديوارهاي اين اتاقم فقط نقش تركهاي عميقه
شده مثل دل ديونه ي من پر از نقش و نگاراي عتيقه
روي سقف اتاقم شوره بسته تو انگاري دلش بازم شكسته
اتاقم مثل من همدم نداره قط ديوار و درب و شيشه داره
نگام کن اتاق من
