آخرین نفس
صدام دیگه در نمیاد حالم میگیره از خودم
هرچی میخواد بشه بشه میخوام من از اینجا برم
چشمام شده یه کاسه خون این نفسم در نمیاد
من طاقتم طاق شده ،آخ ! کاشکی اجل زودی بیاد
میخوام بگم رفتنی ام لحظه ی مرگم رسیده
زمین من و پس میزنه تو بغلش جام نمیده
خدا ببین حال منو تا کی باید تنها باشم
بذار بیام زودی پیشت نذار بازم تنها بشم
امشب شب آخرمه روحم داره پر میزنه
ستاره ها خوب میدونن نفس های آخرمه
منو ببخش نمیتونم دستاتو تو دست بگیرم
ببخش عزیز مهربون ببخش تا راحت بمیرم
محض خدا هم که شده یکی بیاد قسلم بده
آره شدم بی کس و کار کی واسه من اذون میگه
تو بی خیال مرگ من برو پی دلخوشی هات
خاطرهام پیشت باشه خدا همش پشت و پنات

