تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
.:: مطالب موجود در این وبلاگ تماما شخصی میباشد و از جایی کپی نشده است،برداشت از مطالب آزاد است::.

دلشکسته3

  • دوشنبه 19 مرداد1388

گلت پژمرده , حالش گفتنی نیست

بازم ساقه اش شکسته , دیدنی نیست

گلت از تشنگی برگاش هلاکه

دلش بشکسته , با سر روی خاکه

گلت چند وقته امیدی نداره

که بازم آسمون واسش بباره

گلت گلدونشو گم کرده بازم

آره طفلک , صداش غم داره بازم

گلت تا صبح شاید طاقت نیاره

بیا , خشکیده حال خوش نداره

بیا پروانه هم فهمیده انگار

داره با سر میره هی تو دیوار

بیا باز این گلت محتاجه آبه

بذار با اشک تو آروم بخوابه 

نگام کن دلشکسته3