|
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...
آنقدر بد ديده ام از اين و آن آنقدر بشكسته اين دل هر زمان
تا كه ميبينم به روز خورشيد را باورم نيست آسمان و روز را
آنقدر اين جمله را بشنيده ام كه برو، جاي تو نيست در سينه ام
آنقدر گفتند هر دم يك كلام حكم تو تنهايي است و وسلام
كه دگر عادت شده درد دلم اين تركها نقش بسته بر دلم
كار من هر دم شده وهم و خيال پر زدن در آرزوهاي محال
یکشنبه 28 تیر1388 | 18:27 | دلزده |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |