|
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...
صدام میلرزه بگم ، دوست دارم ، تو رو میخوام خیسِ عرق میشه تنم ، بازم زمین گیرهِ چشام سختهِ آخه ! چی کار کنم ؟! میبینمت دلم میره اینقدر نگو برو بابا ! زبونهِ خوب ، هی میگیره دو چشم داری خمار و ناز، طعنه نزن ، باهام بساز قربون نازو خنده هات ، یه بار فقط دلو بباز ستاره یِ بختِ منهِ ، که گیرِ تو چشای تو بهم نخند ، چیکار کنم ، دلم میرهِ برای تو از توی خوابِ من نرو، نه تو نذار که صبح بشه تو بیداری هام که نشد ، صاحبِ قلبِ تو بشم ، شاید تو خوابِ من بشه
دوشنبه 5 دی1390 | 14:49 | دلزده |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |