تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته - سراب عشق
مجموعه اشعار سوخته
روزگارم شده روزگاره قمري تو قفس ..... تك و تنها,گوشه گير و بي نفس

دلم خوش بود که یکی هست       بشهِ مرحم واسهِ دردام

دلم خوش بود به این امید             نمیکن باز بهم تنهام

دلم خوش بود تهِ این راه          یکی چشم انتظارم هست

دلم خوش بود یکی اومد              درِ بدبختی هامو بست

ولی این دلخوشی هامم             سرابی شد واسهِ چشمام

به چی دلخوش کنم حالا         به این غم هام و این دردام

به چی دلخوش کنم دیگه           مگه چیزی واسم مونده

تو شب هام دیگه ماهی نیست        اونم دستِ منو خونده


نوشته شده در مورخه: پنجشنبه 3 دی1388 :: 21:4 ::به قلم: دلزده
بد نیست بدونی
اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,اميدوارم حرفاي دلم ارزش نگاه و لطف شما رو داشته باشه,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,

گنجینه
همدلان