تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...

وقتي رفتم كسي بدرقه ام نكرد          وقتي رفتم كسي چشم به راه نبود

حتي اون كوچه ي خيسه سايه دار        با من همراهي نكرد، رفيق نبود

كسي اشك چشمامو تو شب نديد            اين دلم واسه كسي عزيز نبود

آره بود و نبودم فرقي نداشت                   كسي دلواپس اين دلم نبود

من دارم تو پیچ  جاده گم ميشم                 شدم ابری زیر گنبد کبود 

تو نذار اسير دست شب بشم               تو نگو برو ،كه قسمتت نبود

دوشنبه 2 آذر1388 | 17:48 | دلزده |
درباره وبلاگ

اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,
((بعضی از ترانه ها با همکاری خانم بنایی به اتمام رسیده اند))
لینک دوستان