تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...

غروب ديديم ، خورشيد به گريه افتاد          اشكاش طلا شد، توي دريا افتاد

ديدم كه آسمون تنش سرخ شده           شب كه اومده ، نيومدش گمشده

ديدم شب از راه كه رسيد ،صدا مُرد

رنگ و شب از زمين گرفت، گُلي مُرد

ديدم كه چهره ها همه عوض شد

از اين كه بود، دنياي ما، بدتر شد

ديدم به جاي چهچه قناري                      رقص پرستو ،آب بازيه ماهي

فقط صداي خش خش و يه جغده        انگار يادم رفته كه كي چي گفته

ديدم كوير چه زودي خوابش گرفت

بازم چشام واسه تو گريه اش گرفت

دلم بازم تنگه واسه تو يارم

ديدم نباشي يه شبِ سياهم

سه شنبه 26 آبان1388 | 19:12 | دلزده |
درباره وبلاگ

اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,
((بعضی از ترانه ها با همکاری خانم بنایی به اتمام رسیده اند))
لینک دوستان