تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...

كم كم دلم پر كينه شد             پاهاي من پر پينه شد

چشمم به راه خشكيده شد            اما بازم پيدات نشد

عمري نشستم چشم به رات      دل رو گذاشتم زير پات

 عكسي گذاشتم من به جات            اما بازم پيدات نشد

مونده هنوز عكست رو آب      دنيامو تو كردي خراب

 ديدم تو رو من توي خواب          اما بازم پيدات نشد

 سرما اومد، پائيز شد       بارون زد و دل، خيس شد

درياي صبر، لبريز شد           اما بازم پيدات نشد

پنجشنبه 7 آبان1388 | 17:59 | دلزده |
درباره وبلاگ

اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,
((بعضی از ترانه ها با همکاری خانم بنایی به اتمام رسیده اند))
لینک دوستان