تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...

من نمیدونستم،دل تو لایق نیست

شدی خاری بر چشم، گل بی خاری نیست

چشم عقلم بسته،چشم دل نابیناست

رسم عالم اینه،هر چه از ماست بر ماست

من نمیدونستم،عمر عشق کوتاهه

چشم بر هم زدنی،میزنی بیراهه

همه میگفتن که،خونه ی عشق اینجاست

آخ چه خوبه رویا،این تخیل زیباست!!

شنبه 15 بهمن1390 | 15:26 | دلزده |

 

من گذاشتم که یکی با دل من بازی کنه

با شکستن دلم،عقدهاشو خالی کنه

من گذاشتم تو نذار

من گذاشتم که خوشی  واسم بشه یه خاطره

هی خودم رو گول زدم ،شاید که از یادم بره

من گذاشتم تو نذار

من گذاشتم که دروغ بشینه جای حرف راست

هی میگفتم عاشقه!باور دارم از خود ماست

من گذاشتم تو نذار

من گذاشتم که رفاقت،آخرش بشه حماقت!

 آرزو مونده به این دل،ببینه یه کم صداقت

من گذاشتم تو نذار

 

 

 

چهارشنبه 21 دی1390 | 10:57 | دلزده |

صدام میلرزه بگم ، دوست دارم ، تو رو میخوام

خیسِ عرق میشه تنم ، بازم زمین گیرهِ چشام

سختهِ آخه ! چی کار کنم ؟! میبینمت دلم میره

اینقدر نگو برو بابا ! زبونهِ خوب ، هی میگیره

دو چشم داری خمار و ناز، طعنه نزن ، باهام بساز

قربون نازو خنده هات ، یه بار فقط دلو بباز

ستاره یِ بختِ منهِ ، که گیرِ تو چشای تو

بهم نخند ، چیکار کنم ، دلم میرهِ برای تو

از توی خوابِ من نرو، نه تو نذار که صبح بشه

تو بیداری هام که نشد ، صاحبِ قلبِ تو بشم ، شاید تو خوابِ من بشه

 

 

دوشنبه 5 دی1390 | 14:49 | دلزده |

من تو رو خواستم تو یکی دیگه رو              درسته رفتی ولی از دل نرو

هنوز دلم یادشه اون نگاهت                       بیمعرفت نباش،نگاه کن برو

دنبال تو بودم و تو سرابم                     می دیدمت تو رو ولی تو خوابم

وقتی رسیدم  به تو که یکی بود           نبود که این صحنه ها توی خوابم؟!!

گذشته ها گذشته و راهی نیست                اینجا جای گلایه و زاری نیست

قسمت و تقدیر ما این شد عزیز               به هم رسیدن ته هر قصه نیست

پنجشنبه 3 آذر1390 | 15:0 | دلزده |

روزای پائیز و  با تو دوست دارم

نم نم بارون و با تو دوست دارم

بدون تویی تو تک سوار قلبم

لبخند زیبای تو رو دوست دارم

تو اومدی بهاره روزگارم

بهار قلبمی ،تو رو دوست دارم

آغوشتو وا کن برام خیلی زود

اون بوسه های گرمتو دوست دارم

شنبه 28 آبان1390 | 19:5 | دلزده |

نمیترسم من از فردای بی تو           دلم قرصه که تو قلبم تو هستی

نمیگریم بری تنهام بذاری                   بری تنها بمونم باز تو هستی

درسته توی قلبت جای من نیست 

ولی تو قلب من بودی و هستی

نمیدونم کجای قصه بد شد                که درب قلبتو اینجوری بستی

نمیدونم نمیخوامم بدونم                  بدون تا آخرش تو قلبم هستی

پنجشنبه 5 آبان1390 | 16:12 | دلزده |

دلم داغونه داغونه، تو ذهنم جای خالی نیست

آره گیجم از این ضربه، نه حقم این نبود،این نیست 

تو رو کردم پناه خود،واسه روزای بارونی

نمیدونستم که این روزا ،خودت سیلابِ بارونی

شنبه 23 مهر1390 | 13:26 | دلزده |
سلام به همه ی دوستای عزیزم که تو این مدت تنهام نذاشتن و من و شرمنده محبتاشون کردن.

با عرض پوزش از این غیبت چند ماهه ام که نباید میشد ولی شد!

علتشم متاهل شدنم و چند تا دلیل ریز و درشته دیگه اس که بازم معذرت میخوام

امیدوارم از این به بعد دیگه بد قولی نکنم و بتونم لحظه های که مهمونه این حقیر هستید رو با حس و حال خوبی سپری کنید.

من هم تمام تلاشم رو میکنم که بتونم از تمام پیشنهاد ها و انتقادات هاتون کمال استفاده رو ببرم و رضایت کامل شما رو جلب کنم.

دوستدار شما

حسین

تا بعد....

 

شنبه 23 مهر1390 | 13:14 | دلزده |

خیال بی تو بودن و شب بی تو رویا دیدن و

چشم انتظارت بودن و پیام خالی خوندن و

دوست ندارم نه نمیخوام

خواب پریشون دیدن و از تو یه نه شنیدن و

تا صبح تو کوچه بودن و تو فکر فردا بودن و

دوست ندارم نه نمیخوام

با تو به رویا رفتن و تو جنگلا دویدن و

تو بارونا خندیدن و تو آغوشت خوابیدن و

من دوست دارم خیلی میخوام

دستای هم گرفتن و دوست دارم رو گفتن و

خنده رو لبهات دیدن و غروب دریا دیدن و

من دوست دارم خیلی میخوام

دوشنبه 9 خرداد1390 | 19:51 | دلزده |

باورت نیست تو رو کم دارم ؟!           بی تو هر لحظه فقط غم دارم

باورت نیست تو دنیای منی؟!                بی تو آینده یی مبهم دارم

 

باورم کن که بمونم با تو                  من بخندم به گذشته با تو!

باورم کن نگٌذر از من باز               کی میتونه که بگیره جا تو؟!

دوشنبه 12 اردیبهشت1390 | 19:21 | دلزده |

بی خیال من بشو            من دیگه بی خیالتم

برو پیش من نمون         کابوسی توی خوابتم

بی خیال من بشو           دستمو ول کن و برو

تو چشام خوندی یا نه ؟!        دوست ندارم که تو رو

بی خیال من بشو        من که به نامت نبودم!

کجای فالت بودم؟!        من که غلامت نبودم!

بیخیال من بشو           من که برم یکی میاد

برو دنبال خوشیت       منم یه کم خوابم میاد!

 

پنجشنبه 1 اردیبهشت1390 | 8:14 | دلزده |

اولش تو بودی و من و  خدا                 انگاری نمیشدیم ازهم جدا

آخرش یکی صدام زدش بیا                 تمومه عمر تمومه قصه ها!!

اولش گریه یه رویا بود و بس         خنده انگاری بودش واسم نفس

آخرش آسمونی آبی ما                  واسه هر پرنده ای شدش قفس

اولش عاشقی رسم ما بودش        به جای نون توی سفره ها بودش

آخرش مسخره بود عاشق شدن        آی خدا آب حیات ما کوشش؟!!

آخرش آخر قصه مون رسید         توی قصه مون کسی خیری ندید!

اولش خیلی قشنگ بود به خدا!           ولی آخرش دلم شکست شدید

سه شنبه 9 فروردین1390 | 11:22 | دلزده |

بهار اومد، بهارم کی میایی؟                زمستون رفته ها!پس کی میایی؟!

صدای تیک تیک ساعت شروع شد          دلم بی تابه ها!پس کی میایی؟!

ببین بارون میباره مثل اشکام                 صدای قلبه ها!پس کی میایی؟!

ببین سرما داره میره عزیزم                تو قلبم گرمه ها!پس کی میایی؟!

شنیدم فهمیدی دیونتم من                     حقیقت داره ها!پس کی میایی؟!

تو هفت سین دلم یکیش تو هستی            عزیزم عیدها!پس کی میایی؟!

سه شنبه 17 اسفند1389 | 16:49 | دلزده |

سر ذوق اومده قلبم،صداش پیچیده تو سینه ام

شنیده از یکی یکجا،دوباره عشقشو دیده ام

آخی بیچاره قلب من!ببینش طفلکی شاده!!

نمیدونه سرابی بود،بفهمه از تب افتاده

میدونم لو میده چشمام،میفهمه،خیلی بد میشه

چطوی من بگم قلبم،دروغه،نه مگه میشه؟!!

بذارش این دم آخر،تو رویا باشه با عشقش

یه کم آروم بِگیره باز،شاید یادش بِرِه دردِش

یکشنبه 1 اسفند1389 | 7:27 | دلزده |
درباره وبلاگ

اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,
((بعضی از ترانه ها با همکاری خانم بنایی به اتمام رسیده اند))
لینک دوستان