|
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...
با گل سرخ ميبافم, پيرهني از جنس شبنم ياده بهم ميگفتي, داره سرد ميشه تو قلبم
واسه تو توي دلم رو, ميكنم پر ازشقايق تا ديگه نگي نميخوام, بمونم تو دل عاشق
ميبافم موهاتو آروم ,ميكشم سرمه به چشمات تا يه وقت يه جا نشيني, بگي اون منو نميخواد
یکشنبه 24 مرداد1389 | 16:6 | دلزده |
دوس دارم بياي بشي سوگليم دوس دارم باهات باشم، سوگليم ببين اين حالم برات خرابه مثل یک حبابه روي آبه آخه من چه جور بگم ميخوامت دل اسیرته عزیز،میخوامت بگی آره من همیشه باتم جون میدم به پات،چراغ راتم نبینم نه بیاری، میمیرم دل ترک میخوره و میمیرم
شنبه 23 مرداد1389 | 18:44 | دلزده |
شنيدم تو بی ستاره تو شبی، اين درست يا كه نه؟ شنيدم سالی به سالی تو غمی ،بگو راسته يا كه نه؟ شنيدم قفلِ دلت،کليد و انداختی تو دريا، بگو راسته يا كه نه؟ شنيدم خيسهِ چشات،اشکاتو دادی تو به ابرا، بگو راسته يا كه نه؟ شنيدم عاشقي و حالت خرابه، بگو راسته يا كه نه؟ شنيدم شنيده بودی كه ميخوامت، بگو آره نگو نه؟ شنيدم يه روز دلت ،بدجوري سوخته و شكسته،بگو راسته يا كه نه؟ شنيدم فرشته بودی،نارفيقی زده بالاتو شکسته،بگو راسته يا که نه؟ اين شنيدها رو ول كن !!بگو بارون ميشی و ،ميباری بر دل،يا که نه؟ در گوش دلِ بی جونم ،بخونم که دووم بياره و بمونه ،يا كه نه؟
یکشنبه 10 مرداد1389 | 18:32 | دلزده |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |