|
مجموعه اشعار سوخته
لحظه ای با من باش...
آی خدا دلم میخواد پر بکشه میخواد این غصه به فردا نکشه آی خدا نذار روزای خوب بره روزگار رو قلب من غم بکشه نمیخوام جدا بشم از این روزا نه نذار قصه به فردا بکشه آخ چرا روزا با من راه نمیان یعنی من سهمی ز دنیا ندارم این همه ستاره هست تو آسمون چرا فانوسی تو شبهام ندارم دوست ندارم دوباره بد بیارم آی خدا!!تو دیگه تنها نذارم
یکشنبه 29 آذر1388 | 20:11 | دلزده |
سه شنبه 24 آذر1388 | 19:39 | دلزده |
بعد تو بانویِ روزایِ خوشم به خدا هیچ چیزی دوست داشتنی نیست تویی این فاصله ها مونده دلم بگو این روزایِ بد موندنی نیست نگو فردا تو میای پیش دلم کار فردا هیچ جوری خوندنی نیست نه دیگه بسه، نخوا بد بیارم این روزا ، حال منم دیدنی نیست بعدِ تو شاپریهِ قصرِ چشام مرحمِ این دلِ زارم کسی نیست
پنجشنبه 19 آذر1388 | 18:27 | دلزده |
دوشنبه 16 آذر1388 | 13:3 | دلزده |
ببين اين بخت و اين دنياي ما رو به جاي همدلي با اين دلِ من ميگه حرف دلت خيلي قشنگه ميگه كه اين دلم از تو بريده ولي با شعر من ،ميگه ميخنده ببين كاراي دنيا رو كه شعرام تونسته تو دلت جايي بگيره نخند بازم به حرفایِ دل من
برو,داره بازم گريه ام ميگيره
دوشنبه 16 آذر1388 | 13:0 | دلزده |
يكي گفت قربونِ اون ساده دِليت قربونِ اون خونه ي خِشت و گِليت يكي گفت قربونِ اون خنديدنات قربونِ اون همه رنگ پريدنات يكي گفت قربونِ اون زخم دلت قربونِ اون گرهِ بغضِ دلت يكي گفت قربونِ اون چشات بشم قربونِ خودت ,ولي تو خواب بشم! يكي حتی نيومد بهم بِگه تو رو دوست دارم عزیز, بسه ديگه ديگه از غصه و غم برام نگو ديگه از دوریِ من,شعري نگو يكي امّا نيومد سلام كنه دعايي واسهِ دلم،...... نگام كنه!
پنجشنبه 12 آذر1388 | 14:2 | دلزده |
دوست دارم تو شمع بشی،من شاپرک واسه تو بالهام بسوزه کم کمک دوست دارم بشم زمین،بشی تو آب با ندیدنت بشم، ترک ترک دوست دارم غمی سراغمون نیاد اگه اومد،باشه قدِ قلقلک!! دوست دارم همه بفهمن عشقمی بدم این خبر رو دستِ قاصدک دوست دارم باهم باشیم تا آخرش نه مثِ یه سوزن و یه بادبادک!! دوست دارم واسه یه بارم که شده منو آدم بدونی نه آدمک!!
سه شنبه 10 آذر1388 | 20:43 | دلزده |
یکی بود یکی نبودِ قصه هام من تو رو، از تهِ جون و دل میخوام آره ماه شبِ من ،دار و ندارِ من تویی تو نباشی دنیا رو،من دیگه واسه کی بخوام حرف قلب من اینه،به پات می اُفتم شب و روز تو بیا پیشم بمون،بشو پریه قصه هام من که ترسی ندارم، داد میزنم پیش همه آی هوار!! دوسش دارم، عزیزمو خیلی میخوام بیا نازنین من،دستاتو دستِ من بده تو بشو طنینِ شادی، تویِ آهنگِ صدام
یکشنبه 8 آذر1388 | 7:30 | دلزده |
چه زود کردي منو بازم فراموش چراغ قلب تو کردي تو خاموش تو حرف تو همش مكر و فريب بود تو عشق كاغذي مون يك رقيب بود چه قولايي داديم تو نامه هامون ولي بعدش چه زود بشكست دلامون تو تنهاي،فقط همدم تو بودي ولي ديدم دروغ بود ،يار نبودي برات من گريه كردم ،تو نديدي به بارون خنده كردم، باز نديدي تموم آرزوهامو پروندي با اون غريبه رفتي و نموندي باز م شعرو نخونده پاره كردي من آواره رو بيچاره كردي
پنجشنبه 5 آذر1388 | 18:21 | دلزده |
چهارشنبه 4 آذر1388 | 19:12 | دلزده |
وقتي رفتم كسي بدرقه ام نكرد وقتي رفتم كسي چشم به راه نبود حتي اون كوچه ي خيسه سايه دار با من همراهي نكرد، رفيق نبود كسي اشك چشمامو تو شب نديد اين دلم واسه كسي عزيز نبود آره بود و نبودم فرقي نداشت كسي دلواپس اين دلم نبود من دارم تو پیچ جاده گم ميشم شدم ابری زیر گنبد کبود تو نذار اسير دست شب بشم تو نگو برو ،كه قسمتت نبود
دوشنبه 2 آذر1388 | 17:48 | دلزده |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |