تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
روزگارم شده روزگاره قمري تو قفس ..... تك و تنها,گوشه گير و بي نفس

غروب ديديم ، خورشيد به گريه افتاد            اشكاش طلا شد، توي دريا افتاد

     ديدم كه آسمون تنش سرخ شده      

شب كه اومده ، نيومدش گمشده

ديدم شب از راه كه رسيد ،صدا مُرد     رنگ و شب از زمين گرفت، نگاه مُرد

  ديدم كه چهره ها همه عوض شد   

از اين كه بود، دنياي ما، بدتر شد

ديدم به جاي چهچه قناري                   رقص پرستو ،آب بازي يه ماهي

   فقط صداي خش خش و يه جغده   

ديدم يادم رفته كه كي چي گفته

ديدم كوير چه زودي خوابش گرفت        ديدم چشام واسه تو گريه اش گرفت

        ديدم نباشي يه شبِ سياهم        

 دلم بازم تنگه واسه تو يارم


نوشته شده در مورخه: پنجشنبه 19 شهریور1388 :: 16:32 ::به قلم: دلزده

يه دل دارم گل گليه                نميدوني چه حاليه

غمها چه زود يادش ميره       هر كي روديد باهاش ميره

من كه دلي نداشتم            جز تو كسي نداشتم

خدا خواستم دلم داد           باهاش تو رو به من داد


نوشته شده در مورخه: سه شنبه 17 شهریور1388 :: 18:48 ::به قلم: دلزده

بمونم يا برم ،با خاطراتت               بخندم يا بگريم، بي نگاهت

برم,دغ ميكينم بي ياد و حرفات       بمونم ،پير ميشم تو خاطراتت

بخندم، آخه واسه چي بخندم             تو كه رفتي ،چرا بايد بخندم

بزار گريه كنم از دوري تو           بزار حجله واسه چشمات ببندم

بميرم يا بايد زنده بمونم               هنوز بايد واست لالاي بخونم

بميرم بهتره تا واسه عكست             بشينم از گذشته شعر بخونم

تو كه رفتي سفيد من سياه شد          تنم طاقت نياورد، زودي تا شد

دلم تو شُك از دست دادن تو      شكست  و خونه عشقش خراب شد

نگو اي واي چرا بي من نموندي      آخه بي تو همه دنيام خراب شد


نوشته شده در مورخه: سه شنبه 17 شهریور1388 :: 18:39 ::به قلم: دلزده


نوشته شده در مورخه: یکشنبه 15 شهریور1388 :: 6:52 ::به قلم: دلزده

 

خدا كجايي ببيني ، امانتيت شكسته باز

من  كه ديگه روم نميشه ،پيش تو دست كنم دراز

بگم دلم شكسته، بغض تو صدام نشسته

اونكه دوسش ميداشتم ،به قتل من نشسته

خدا برس به دادم، من ديگه نا ندارم

از بس بدي چشيدم ، هوش و حواس ندارم

خورشيد و ماه ميبينم ،ماهو سياه ميبينم

از بس كه گريه كردم، دريا تو خواب ميبينم

خدا، خدا ، خدا  جون، چه اشتباهي كردم

كه جاي عشق تو قلبم ، عقده ها رو جا كردن

به هر كي دادم دلم       باهاش بد اخلاقي كرد

انداخت به زير پاهاش        فقط باهاش بازي كرد

 


نوشته شده در مورخه: یکشنبه 15 شهریور1388 :: 6:46 ::به قلم: دلزده
بد نیست بدونی
اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,اميدوارم حرفاي دلم ارزش نگاه و لطف شما رو داشته باشه,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,

گنجینه
همدلان