
خدا كجايي ببيني ، امانتيت شكسته باز
من كه ديگه روم نميشه ،پيش تو دست كنم دراز
بگم دلم شكسته، بغض تو صدام نشسته
اونكه دوسش ميداشتم ،به قتل من نشسته
خدا برس به دادم، من ديگه نا ندارم
از بس بدي چشيدم ، هوش و حواس ندارم
خورشيد و ماه ميبينم ،ماهو سياه ميبينم
از بس كه گريه كردم، دريا تو خواب ميبينم
خدا، خدا ، خدا جون، چه اشتباهي كردم
كه جاي عشق تو قلبم ، عقده ها رو جا كردن
به هر كي دادم دلم باهاش بد اخلاقي كرد
انداخت به زير پاهاش فقط باهاش بازي كرد
