
یکی گفت, چرا همه شعرای تو خیالین از غم و هجر و فراق و ,عشقای پوشالی ان
مگه تو کنج دلت ،امیدی به زندگی نیست مگه خوبا همشون, پریای خیالی ان
یکی نیست بهش بگه, تو که لالایی بلدی چرا هر وقت دیدمت ,چشمات انگار یه حالی ان
گاهی وقتا اخماتو ,همچی می پیچونی بهم
واسه رد کردن یک عرض سلام، مثل دیوار سیمانی ان
بعضی وقتا انگاری, هر چی غمه مال توه که مثل یک تپه شن، توی یه ماشین باری ان
من واسه دل خودم ,شعرای رنگی نمیگم چون که این شعرا همش، دروغی و خیالی ان
این روزا تریپ ، تریپ شعر خاکستریه چون همه یه جورایی مثل گلاي قالی ان
روزگار اونا رو بافته ،تا قشنگ شه زندگی ولی افسوس نمیدونه ,هر کدوم چه حالی ان
