تبليغاتX
مجموعه اشعار سوخته
مجموعه اشعار سوخته
روزگارم شده روزگاره قمري تو قفس ..... تك و تنها,گوشه گير و بي نفس


نوشته شده در مورخه: چهارشنبه 14 مرداد1388 :: 20:43 ::به قلم: دلزده

خدا رو شکر که , همیشه خنده رو لبم هست تا کسی نفهمه تو دلم چه خبره

خدا رو شکر که , به چشمام یاد داده تو تنهایی هاش خیس بشه و جلو بقیه آروم

خدا رو شکر که , دلم دیگه عادت کرده به تنهایی هاش, به  بي كسي هاش و ديگه با يه تلنگور نميشكنه

خدا رو شكر كه ,مهرم به دل هيشكي ننشست

خدا رو شكر كه ,خدا هم فهميده دلم لايق مهر هيشكي نيست

خدا رو شكر كه , اونقدر ساده ام كه دلهاي رنگي رو هم ساده ميبينم 

خدا رو شكر كه, هنوزم فكر ميكنم همه حرفشون با دلشون يكيه

آره!!بازم خدا رو شكر.....

 

 


نوشته شده در مورخه: چهارشنبه 14 مرداد1388 :: 19:41 ::به قلم: دلزده


نوشته شده در مورخه: سه شنبه 13 مرداد1388 :: 15:11 ::به قلم: دلزده

يادمه وقتي كه رفتي , همه چيز واسم تموم شد

هر نفس كه ميكشيدم , قيمتش واسم گرون شد

يادمه وقتي كه رفتي , خوشي هامم پر زد و رفت

روزگارمم سيا شد، بخت ازم دور شد و در رفت

حالا كه پر زدي رفتي ،پس مواظب خودت باش

جون هركه مي پرستي ، هي نگو مجبورم،اي كاش

يادته وقتي كه رفتي  ،دل من بازم ترك خورد

گفتي اين كه كار من نيست،  روزگارت بد ورق خورد

يادته وقتي كه رفتي ، هر چي داشتمم تو بردي

گفتي از نو تو شروع كن ،بازم اين بارم نبردي

  حالا كه بازيتو باختم ، پس بدون دنيا كوچيكه

يه روزي هم تو ميبازي،  ديگه كي دل به تو ميده 

 


نوشته شده در مورخه: سه شنبه 13 مرداد1388 :: 14:57 ::به قلم: دلزده

واسه روزگار عاشق       واسه ياد اين دقايق

واسه ديدار دوباره          واسه اين دله بيچاره

واسه آرزوي لب هام             واسه نابوديه غم هام

واسه اين دل,دله پر خون         واسه اين چشماي گريون

جون من, واسم  دعا كن          گاهي هم, يادي ز ما كن


نوشته شده در مورخه: سه شنبه 13 مرداد1388 :: 6:45 ::به قلم: دلزده
بد نیست بدونی
اسمم حسین,شهرتم دلزده,متولد زیباترین ماه زمستون,زاده نزدیکترین جا به آسمون,سروده هاي خودمو واستون گذاشتم,اميدوارم حرفاي دلم ارزش نگاه و لطف شما رو داشته باشه,خوشحال ميشم نظرهاتون رو واسم بذاريد,

گنجینه
همدلان